وحید هاشمیان تلفنش را جواب می دهد.
پپ گواردیولا:
سلام وحید! چطوری رفیق؟ اومدم ازت مشورت بگیرم. درسته یه زمانی دستیار ما بودی، ولی انگار از استادت زدی جلو! شنیدم تو لیگ ایران هفتهشتتا بازی کردی بدون اینکه ببازی!
وحید هاشمیان:
قربونت آقا پپ! ما کجا و شما کجا… ما دستپروردهی شماییم. راستشو بخوای، آخری رو باختیم. همین باعث شد مدیرعامل بخواد بندازتم بیرون!
پپ:
واااا! اخراج که تو فوتبال عادیه. اونا بیجنبهان. کسی که قدر کارتو ندونه، از فوتبال چیزی نمیفهمه. منم گیر همین بیباختیام. آرسنال یه رکورد قهرمانی بدون باخت داره، من هر کاری میکنم نمیتونم بهش برسم.
راستش، چمپیونز لیگ و لیگ برتر رو گرفتم، ولی این یکی… نمیدونم چرا، خوابم رو گرفته!
وحید:
ببین آقا پپ، ما هم میخواستیم ببریم و فهرمان بشیم. خیلی تو فاز باخت ندادن و این چیزا نبودیم. رفتیم یه جادوگر پیدا کردیم، گفت میتونه کارمون رو راه بندازه. به اندازه ای که میخواست نداشتیم. صف قراردادش رو دادیم، اونم انگار نصف جادو رو اجرا کرد. نتیجهاش شد اینکه هفتتا نبازیم، ولی بازی آخرو نتونست پوشش بده، باختیم!
پپ (هیجانزده):
اِ جدی؟! شمارهشو داری؟ این جادوش تو انگلیس هم کار میکنه؟!
وحید:
نمیدونم والا… فکر کنم سرقفلی انگلیس دست بچههای «هری پاتر» باشه. اونا نمیذارن کسی دیگه اونجا جادو کنه!
پپ (با خنده):
بابا اینجا هری پاتر رفته وزارت سحر و جادو، به اسم اینکه بازار رو کنترل کنه گند زده تو زندگی مردم. کلا دوتا شرکت گذاشتن برای ارائه جادو. اونها هم جادوی دست چندم رو با قیمت کلان می کنن تو پاچه ملت. تازه همونشم باید بریم ثبت نام کنیم توی قرعه کشی. پروفسور اسنیپ هم گذاشتن بالا سر مردم کسی جرئت نداره نطق بکشه. حالا من یه ایده ای دارم. تو تو ایران دست و بالت بازه. اون جادوگر رو استخدام کن. من با بیت کوین برات پول میفرستم. تو پولش رو بده و بگو از همونجا جادو کنه. فقط حواست باشه کسی نفهمه ها! اینجا برای من دردسر میشه بفهمن.
وحید:
نوکرتم آقا پپ. خیلی خوبه. فقط از الان گفته باشم، من یه درصدی از پول رو برای خودم بر می دارم.
پپ:
اون که طبیعیه خب…
وحید:
قربون آدم چیز فهم. یه ده-پونزده درصدی میدم به جادوگر. تو راضی، من راضی، … ناراضی!
هاشمیان تلفن را قطع می کند. همان زمان یک پیامک برایش می آید: مودی گرامی! لطفا جهت پرداخت مالیات دلالی جادگر، از طریق لینک زیر اقدام نمایید!

